جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
713
تحفة الملوك ( فارسى )
فرمودند كه اثر آن دير بر صاحب آن ظاهر مىشود ، نه اينكه مراد آن باشد كه حقيقت دارد و دير بروز مىكند . خلاصه ، آنچه گفته شد در وقتى است كه روح اينكس از سعدا و اهل عقل و عليين و عالى الهمة و القصد و بلامانع و بدون حجاب باشد ، و اما اگر روح اينكس از ارواح اشقيا و اهل جهل و سجين يا آنكه قصد و همت آن بهسمت سجين و اسفل السافلين باشد و شب و روز در ذكر و فكر امورات فانيهء دنيويه باشد و ميل و اقبالى به عالم آخرت و ملأ اعلى و امور باقيه ندارد يا آنكه آن را مانعى از عالم طبيعت يا از عالم نفس - چنانكه دانسته شد - بوده باشد ، پس در وقت خواب ، روح آن از عالم برزخى اشباحى ترقى نمىكند و به عالم ارواح عليين نمىرسد ، بلكه اگر از سعدا است در همان عالم برزخى مىماند و آنچه را كه مىبيند هرآينه از همان صور و اوضاع عالم برزخى و اشباحى است كه از حقيقت عالم روح به آنجا منتقل نساخته است . و به اين سبب احتمال صدق و كذب در آن مىرود و يقينى الصدق نمىباشد . و اگر از ارواح اشقيا است ، پس آنچه را كه در عالم رؤيا مىبيند از همان صور و اوضاعى است ايضا كه در عالم برزخى اشباحى است و لكن از آن قسم و نصف دايرهاى است كه در سمت اسفل السافلين است كه محل صور ابناى جهل و اهل سجين است و زياده بر اين ، در آخر آن ، عالمى است كه روى به عالم ماديات است و طبقهء هفتم از زمين تا طبقهء اولى از آن است و محل و مأواى شياطين و اجنه است كه ابدان و اجسام آنها مركب از لطايف عنصريات است ؛ چنانكه سابقا در باب دوم از اين كتاب در تصوير اشكال دانسته شد . و در احاديث ، تعبير از اين عالمى كه اين قسم دويّم از رؤيا در آن ديده مىشود به عالم جوّ نمودهاند ، يعنى ما بين زمين و آسمان . و مراد آن است كه روح صاحب اين قسم از رؤيا ترقى به عالم روحى ، كه از نصف دايرهء اعلى عليين است ، نمىنمايد ، بلكه اگر از اشقيا است هرآينه تنزل به عالم روحى ، كه از نصف دايرهء اسفل السافلين است ، مىنمايد . و اگر از سعدا است ، پس نهايت ترقى آن تا عالم برزخ اشباحى است ، چنانكه ذكر شد ، و هيچ كدام از رؤياى ايشان مفيد فايدهاى نمىباشد ، بلكه اين قسم از رؤيا كاذب و بلا حقيقت و بدون مأخذ است